تبليغاتX
man tanham





man tanham

شرح خلاصه:این وب نداره:دی

این پست ثابت اسt


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

zahra |21:43 |شنبه 1390/09/19 |

دروdhttp://pichak.net/blogcod/zibasazi/05/image/www.pichak.net-55.gif

به شدت سرما خوردm

دماغم هم مسدوده،بنده خدa

چشمام هم پف کردh

نمیدونم این دیگه چه بلایی بود که نازل شd

البته تقصیر خودم هم هسt

اخه یه بار به مامانم گفتم کاش سرما بخورم تب کنم نرم مدرسh

مردشور(؟)هر چی مدرسه ست رو ببرnSmiley

که باعث میشه ادم دعا های بد بد بکنh

اون دفعه هم دعا کردm

یه بلایی سر معلم زبانمون بیاد که نیاد مدرسh

جلسه بعد گفتن خواهرش فوت کردh

4 یا5 جلسه نیومد مدرسhSmiley

البته اون جلسه ها خیلی خوش گذشt

خدا خواهرش رو بیامرزh

همین دیگه بدروd

zahra |22:30 |جمعه 1391/02/08 |

دروdhttp://pichak.net/blogcod/zibasazi/05/image/www.pichak.net-55.gif

امروز ساعت8 صبح از خواب بیدار شدm

وسط پذیرایی خوابیده بودd

روی یه کوه تشک که برای عید اورده بودیم بیروn

بلند شدم و رفتم ارایشگاh

موهای من لخت و بلنده و اصلا وز و فر نیسt

میگم اصلا یعنی اصـــــــــــــــلan

و تا کمرم بــــوd

رفتم موهام رو پسرونه زدm

خیلی خوشگل شدm

بعد رفتم حموm

و سپس با خواهر کوچیکm

رفتیم لباساشو که پاره شده بود عوض کردیm

البته از اول لباسه خراب بوdhttp://www.pic4ever.com/images/4chsmu1.gif

بعد خواهرم رو رسوندم مدرسh

سر راه هم برای خودم سمبوسه گرفتmشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے(البته سمبوسh)

اومدم خونه همه لباس هایی که از چند روز گذشته مونده بوd

انداختم رو طناb

کارگران ساختمان هم اونقدر هیز بودن که خدا میدونh

ازشون متنفرm

بعد هم رفتم که بخوام اما نشd

بفرمایید شام دیدm

از علی اقا محجوب خیـــــــــــــــلی خوشم اومd

سپس هم رفتم کمک مامانم ظرف ها رو شستم va

رفتم تو نت بعد در اومدم یه کم دراز کشیدm

دوباره رفتم تو نt

و الان در خدمت شما هستm

گوشیم رو با گوشی خواهرم مریم کهw910 ه عوض کردm

برای یه مدت کوتاh

اون رفت تهران و من الان دلم خیلی برای گوشیم تنگ شدh

یه چیز کوچولoo:

امروز برای اولین بار مانتوی عیدم رو کردم تن:



(البته موهای من مشکی پر کلاغیh)

بدروd

zahra |20:3 |چهارشنبه 1390/12/24 |

به نام خدا

1390/11/13

ثانیه ها میگذرنd

خسته شدm

از این همه دل نگرانi

صدای تک تک ماشین هایی که از کنارم میگذرنd

دلم را میلرزانd

میترسm

میترسم این اخرین دیدارمان باشd

التماست میکنm

دوستت دارm

نرo

میترسم بهترین عموی دنیا را از دست بدهm

پشت در ییمارستان مهر ایستادm

تمام بدنم میلرزd

هنوز پاهایم اجازه ورود را صادر نکردنd

یک قدم برداشتm

ثانیه ها گذشتند و من هنوز سر جای خود بودm

میخواستم بگویم که دوستت دارm

باید می امدm

یک قدم دیگr

و یک قدم دیگr

و...

هیچ چیز یادم نمی ایd

وقتی به خودم امدم دیدm

پشت شیشه ایستادم و به صورت تو نگاه میکنm

به صورت عمویم سید محمد صادgh

بچه هایت کنارم گریه میکردنd

مطمئن بودم که میمانi

التماست کردm

به پایت افتادm

نرo

رفتi

همه را داغون کردi

میدانم از این سرطان معده خسته بودi

درکت میکردm

اما اکنوn.....

همه از تو خسته انd

از نبودنt

روز ها به یادت هستm

و شب ها برات فاتحه میفرستm

5 فرزندت عاشقانه تمام دارایی ات را به ناm

زنت کردنd

انها هم دوستت دارنd

حتی بیشتر از مn....

فراموشت نمیکنm

فراموشم نکn

روز خاکسپارi

چه قدر ناباور بودm

هنوز هم باورم نمیشوd

دلم برات تنگشدh

شاید جایی دیگr...

عکسi...

فیلمi...

روز قیامt....

یا هر جای دیگرi

ببینمt

عمو جاn

اکنون میفهمم صبر یعنی چh....

از خدا بخواh

به پدرم صبر بدهd

باز هم میگویم دوستت دارm

فراموشم نکn

بدروd

                                                                      امضا برادر زاده اt

:



zahra |15:31 |شنبه 1390/12/13 |


درود به همhhttp://pichak.net/blogcod/zibasazi/05/image/www.pichak.net-55.gif

+نمیدونم چرا هر چه قدر صبر میکمنم بازدید وبم زیاد نمیشhSad

ایراد از خودمهh؟؟؟؟

یا از وبم خوششون نمیاd؟؟؟؟؟

فکر نکنm

اخه فرهاد ادم باحالیه به نظر نمیاد کh

وبهای مسخره بخونh

حالا مهم نیستt

+ما دو تا گربه زن و شوهr(سوئ تفاهم نشه من چیزی ندیd)

تو حیاطمون زندگی میکنn

امروز من رفتم تو حیاط تا جوراب بیارm

چشمتون روز بد نبینh

دیدم یه کله ماهیه گندیدهSmileyجلوی در حیاطh(خونمون ویلاییh)

حالا این مهم نیست رفتم جورابمو بردارm

دیدم یه کله ی ماهیه دیگhSmiley

زیر طناب اپارتمانیh

حالا بابام بهم قول داد که برش دارh

ولی هنوز هیچ کاری نکردh

یه داداشم نداریم که بره کله ی ماهی بردارh(http://pichak.net/blogcod/zibasazi/05/image/www.pichak.net-31.gif)

+نمیدونم چرا پسرا که بهم متلک میندازn(بیشعورa)

میزنم زیر خندh Smiley

بعد هم میافتن دنبالmSmiley

البته لازم به ذکرh

من مثل سگ(معذرت میخوام)از پسرا میترسm

+مامانم نمیذاره فیلم صحنه دار ببینm

حالا تو مدرسه مون دو نفر که میرن کنار هم دیگه باید چشماتو ببندihttp://pichak.net/blogcod/zibasazi/05/image/www.pichak.net-31.gif

همین دیگه دقت کردین این اولین اپی بود که ایم مدلی نوشتm

+به همتون عید خوش بگذرh

الان میگم چون فکر نکنم تا عید دوباره اپ کنm

اگر هم اپ کردم خب دوباره میگmhttp://www.pic4ever.com/images/4chsmu1.gif

+اینم عکس گوشم برای یکتا گذاشتمsh:








http://www.shop.ir/resources/products/11591-1.jpg



خب دیدن چه گوشیم خوشگلh؟؟؟؟؟

البته یه کوچولو پسرونه سt(مثل خودm)http://pichak.net/blogcod/zibasazi/05/image/www.pichak.net-31.gif

+اینها هم به مناسبت وضعیت بحرانی و متn:


البته گربه های ما جفتشون سفیدn

بدروd

zahra |20:32 |دوشنبه 1390/11/17 |

[-Design-]